تبليغاتX

ساعت عاشقی



+ نوشته شده در  ;ساعت ;  توسط مهدی مومنی مقدم;  | 

حقیقت همه ادیان توحیدی - که پیامبران الهی مروّج آن بوده اند- یکی است و بر اصول اعتقادی یگانه - که از جانب خداوند متعال بیان شده - استوار است.
اساسا در منطق قرآن کریم "ادیان" نداریم؛ بلکه "دین" داریم و تمام پیامبران، منادی"دین واحد" بوده‏اند که از آن به "اسلام" (تسلیم در برابر خداوند واحد) تعبیر شده است : "ان الدین عندالله الاسلام ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌؛ همانا دین نزد خداوند فقط اسلام است".

"و من یبتغ غیرالاسلام دیناًفلن یقبل منه ؛ هر کس غیر از اسلام دینی را برگزیند، از او پذیرفته نیست".
قرآن کریم دین را فقط "اسلام" و همه پیامبران را "مسلمان" میخواند: "ما کان ابراهیم هودیاً و لا نصرانیاً ولکن کان حنیفاً مسلماً؛ ابراهیم نه یهودی بود و نه مسیحی؛ بلکه یکتاپرستی مسلمان بود".
بنابراین از دیدگاه قرآن مجید، همه پیامبران، مردم را به دین واحد؛ یعنی، اسلام،تسلیم و عبودیت در برابر خدای یگانه دعوت کرده‏اند و اصول و ارکان اعتقادی واحدیرا تبلیغ کرده‏اند.

تفاوت میان دین اسلام با سایر شریعت‏ها، عمدتا در ناحیه احکام، قوانین و دستورهای فردی و اجتماعی که از آن به شریعت یاد میشود، میباشد.
از دیدگاه فرهنگ قرآنی دین خدا از آدم تا محمد(ص) یکی است و همه پیامبران به یک مکتب دعوت میکرده‏اند، (1)
ثانیا: بر این اساس، همه پیامبران از یک سلسله اصول مشترک و سنتهای ثابت وواحدی پیروی میکردند، اصولی چون دعوت به تقوا، نفی خود‏پرستی، دعوت به وحدت، تبشیر و انذار، تحمل دشمنی و استهزای جاهلان، دعوت به تعالی و...(2)

امّا در عین حال به سه جهت پیامبران و ادیان با یکدیگر متفاوت بوده‏اند:
الف) تفاوت محیط و سطح و احتیاج و استعداد مردم، این جهت غیر قابل انکاراست که پیامبران برای هدایت مردم آمده‏اند؛ از این رو، نوع دستورها و سطح مطالب ومعارف باید در حدود رشد و درک جامعه و نیازهای محیط باشد. طبعا بشر در قرون اولیه روابط اجتماعی بسیار محدودی داشت و نظام اجتماعی وی گسترش و تفصیل زیادی نداشت ، از این رو، قوانین محدودی زندگی او را اداره و رهبری میکرد و همین طور آرا، افکار و عقاید مختلفی در جامعه ابراز نشده بود، تا برای اصلاح، نیاز به تذکرات فراوان باشد .

گسترش افکار، روابط، شناخت و برخورد با عوامل طبیعی ونیازمندیها رفته رفته موجبات پیدایش دعوت و رسالت و پیامبر جدیدی را فراهم میکردتا سرانجام محیط دعوت اسلامی و شرایط آن، ابلاغ دعوت نهایی و کامل را ایجاب کرد.

ب) تحریف؛ بدون شک در طی زمان، تحریف و انحرافی در ادیان گذشته توسط پیروان نادان و رهبران مذهبی و مقامات خودخواه و سود پرست جامعه به وجود میآمد، در این صورت لازم بود پیامبر دیگری بیاید و جهات انحراف و تحریف راخاطرنشان ساخته و دین گذشته را از آلودگیها پیراسته سازد. امّا از آنجا که دوران اسلام، شروع زمان تسلط بشر به ضبط و تدوین و حفظ آثار خود بود، قرآن را بدون هیچ کم و کاست و تغییری حفظ کردند و بسیاری از آثار رسول اکرم(ص) و ائمه هدی را به خوبی برای آیندگان نگاه داشتند، از این رو دیگر تجدید دعوت و آمدن پیامبری جدید ضرورت ندارد.

ج) تفاوت در نوع گمراهی؛ نوع گمراهی و کج روی در زمان ظهور پیامبران تفاوت داشت، مثلاً حضرت موسی در جامعه‏ای که با ذلت و اسارت و نداشتن نظام اجتماعی وقدرت و حکومت و ظلم کشیدن خو گرفته بودند، برانگیخته شد و ایجاب میکرد تا آنان را به زندگی و به دست آوردن قدرت و مبارزه و کوشش دعوت کند، از این رو، در دعوت حضرت موسی جنبه‏های این جهانی و زندگی دنیوی و خشونت به چشم میخورد. امّاحضرت عیسی در محیط تزارها و سرداران خون آشام و توسعه طلب و جنگجو و دوران زورآزماییها و قهرمانی و توجه شدید به مادیّات و دنیادوستی و چپاول اموال قیام کرد ، از این رو ایجاب میکرد که در دعوت خود، محبّت و نوع دوستی و دل برکندن ازمادّیات، و زهد و توجه به معنویات را مطرح کند.

البته در اسلام چون مواجه با بشریت است و مخصوص منطقه یا نژاد خاصی نیست،نوع دعوت و اصول و برنامه یک جهت نبود و به هر نوع انحراف و کج روی و افراط وتفریطی که ممکن است در بین اقوام و امم به وجود آید، ناظر است، (3)
بر این اساس، هر چند اصل دعوت پیامبران یکی بوده است، لکن با توجه به شرایط محیطی و سطح استعداد و آگاهی مردم کم‏کم شریعت رو به تکامل رفته است تا آمدن پیامبر اسلام که سطح آگاهی به حدی رسیده که هم دین و شریعت را میتوانستند از تحریف مصون نگه‏دارند و هم تمام دستورهای فردی و اجتماعی که در سعادت بشر نقش دارد، بیان گردد. به همین جهت اسلام را دین کامل می نامیم.

بعد از بیان این مطلب می گوییم: در زمان حاضر که زمان آخرین دین آسمانی است، همه انسان‌ها باید به دین اسلام روی آورند و هیچ دین دیگری پذیرفته نخواهد شد. با بودن کامل‌ترین دین، دین‌های دیگر که دچار تحریف شده و یا تعالیم آنها برای انسان‌های گذشته بود‌ه‌اند، اعتبار ندارند؛ بنابراین پیروان ادیان دیگر باید تحقیق کنند ببینند اگر دین اسلام بهتر از دینشان است ، به دین اسلام روی بیاورند،لیکن غالب آنان در این زمینه تحقیق نمی کنند، با این که راه تحقیق باز است . این گونه افراد در باطل به سرمی برند و گناهکارند و خداوند آنان را در روز قیامت عقوبت خواهد کرد.

ولی بعضی از آنان دستشان از تحقیق و تفحص کوتاه است و یا فکرشان به این که باید تحقیق کنند، نمی‌رسد. این گونه افراد اگر به وظایف دینی خودشان درست عمل کنند، به بهشت خواهند رفت . اینان ازمستضعفان محسوب می شوند.
«لا یکلف الله نفساالاّ وسعها; ما به اندازهء طاقت (فکری و عملی ) از انسان تکلیف می خواهیم »..(4)

«و ما کنّا معذّبین حتی نبعث رسولاً; ما تا پیامبر و حجتی را بر مردم نرسانیم ، آنان را عذاب نمی کنیم ». (5)

کسانی که پیامبری حضرت محمد(ص)را از روی قصور و ناتوانی فرهنگی نپذیرفته اند، عذاب نمی شوند، مگر به جهت کارهای ناپسندی که انجام داده‌اند.

-----------------------------------------------------------------------------------------------------
پی‌نوشت‌ها:
1. آل عمران، آیه 19 و 67).
2. تفسیر موضوعی قرآن کریم، حضرت آیة‏الله جوادی آملی، قم، مرکز نشر اسراء، چاپ اوّل، 1376 ش، ج 6، صص41 ـ 123).
3. معارف اسلامی، دکتر محمدجواد باهنر، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، تهران، پاییز 1361، صص 79 ـ 81، 121 ـ 123 و 124 ـ 160).
4.طلاق (65) آیهء 7
5.اسرا(17) آیهء15

منبع اصلي اين مقاله:

http://www.pasokhgoo.ir/fa/node/2895  مركز ملي پاسخگويي به سوالات ديني

+ نوشته شده در  ;ساعت ;  توسط مهدی مومنی مقدم;  | 

در اين دنياي پر هياهو نظر به ناظر مي كنم و او را به استمداد خود مي طلبم و از او عنايت و بخشش مي طلبم، باشد كه با لطف لايزالش مرا عفو كند و نور ايمان را در دلم روشن كند.

دنيا كه سراي انتظار است، سرانجام بايد به يك نقطه اي برسد كه طلايي و آرماني باشد ... آرماني از صلح و صفا و دوراني از شكوفايي علم و ادب و انديشه و اين در عقايد اهل زمين با رسيدن و ظهور منجي موعود است كه حال هركدام به نامي تعبيرش كرده اند و من مي گويم: اللهم عجل لوليك الفرج.


* پانوشت: كاش موقع رفتن به جهان باقي، آمرزيده شوم.

+ نوشته شده در  ;ساعت ;  توسط مهدی مومنی مقدم;  | 

مطلب زیبا و معناداری را در وبلاگ دوست عزیزم استاذنا راجع به بحث تشیع و تسنن دیدم که بسیار عالی توضیح فرموده اند ... عین مطالب را برای شما دوستان نیز درج می کنم:

یک شبهه
نکته‌ی مهمی که ممکن است برای جمعی (چه شیعه، چه سنی، چه غیر مسلمان) مطرح باشد این است که آیا این همه تلاش شیعه در جمع‌آوری اسناد و مدارک مختلف و نوشتن این همه کتاب‌های مبسوط برای اثبات این‌که حق با چه کسی است و خلیفه‌ی بعد از رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) چه کسی بوده
تلاش‌ بر سر یک مسأله‌ی انقراض یافته است؟
و آیا لازم است شیعه این همه تلاش‌هایش را برای اثبات این مسئله بگذارد؟

وظیفه‌ی ما
عمده‌ترین وظیفه‌ای که ما در رابطه با مکتب تشیّع داریم این است که اول خودمان این نکته را درست هضم کنیم و بعد برای دیگران به خوبی منتقل کنیم که آیا واقعاً این همه تلاش تشیّع بر سر یک مسأله‌ی انقراض یافته است یا نه تمام این تلاش‌ها و مباحثی که شیعه دارد بر سر یک امر زنده‌ای است که تا زندگانی برای انسان هست این امر زنده است.


شیعه اگر شرح حال مولا را می‌نویسد، اگر از علی بن ابیطالب (علیه السلام) می‌گوید مسأله مسأله‌ی شخص علی‌بن‌‌ابیطالب (علیه السلام) نیست بلکه در حقیقت می‌خواهد استیفاء حقوق انسانی را بکند؛ در حقیقت می‌خواهد از اسلام دفاع کند و دفاع از اسلام یعنی دفاع از مجموعه‌ی حقوق انسانی. این را باید خوب هضم کنیم.


اعتقادمان این است که اگر ساختار فکری تشیّع را از اسلام بگیریم اسلام هیچی ندارد. ساختار فکری تشیّع هم ملازم با شخصیّت اهل‌بیت (علیهم السلام) است. یعنی اگر جهان بشریّت این شخصیّت‌ها را بشناسد اسلام حقیقی را شناخته؛ اگر اسلام حقیقی را بشناسد بحث انسان‌شناسی را هضم کرده و انسان‌شناسی یک بحثی است که همه‌ی بشریّت درگیرش‌ هستند. پس دفاع از مولا نیست، دفاع از شخص نیست، ما اگر از حضرت امیر (علیه السلام) حرف می‌زنیم دفاع از اسلام است. لذا گاهی برایتان نقل کردم آن شاعر سنّی خیلی قشنگ این شعر را گفته دیگر:


              لَإن قیل اسلامٌ و ما قیل حیدرٌ                         و ذلک قلبٌ لیس یَنبِضُهُ دمُ


(اگر بگوییم اسلام و نام مولا را نبریم اسلام بدون علی‌بن‌ابیطالب مثل کالبد بدون روح است.
اگر از حضرت علی (علیه السلام) بحث می‌کنیم به خاطر این است که خود اهل‌سنّت در حدیث متواتر می‌نویسند که پیغمبر (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند:«علیٌ مع الحقّ و الحقُّ مع علی».
امروز یک انسان آزاده را در دنیا پیدا می‌کنید که به دنبال حقّ نباشد؟ پیغمبر این حقّ را در علی منحصر می‌کند و می‌گوید: «علیٌ مع الحقّ و الحقُّ مع علی».


اگر از مولا بحث می‌کنیم به خاطر این است که خود بزرگان اهل‌سنّت می‌نویسند:«إن ولیتموها علیً وَجدتموه هادیاً مهدیاً یسلک بکم علی الطریق المستقیم»
اگر از علی بحث می‌کنیم به خاطر این است که پیغمبر هادی و مهدی بودن را منحصر در مولا کرده است. و آیا هیچ انسانی هست که بگوید من از راه هدایت گریزان هستم و نمی‌خواهم راه هدایت را داشته باشم؟


آن وقت جالب است بدانید گاهی حق به زبان خود مخالفین روشن می‌شود.
آلوسی بغدادی صاحب روحُ‌المعانی یک سنّی بسیار متعصّب است. کتاب روحُ‌المعانی او هم کتاب عجیبی است؛ در هر جای آن که توانسته به شیعه نیش زده؛ هر جا توانسته تلاش کرده شیعه را تنقیص کند. جلد 23 ام این کتاب ذیل آیه شریفه‌ی: «وقفوهم انهم مسئولون» را ببینید.

 


ادامه مطلب...
+ نوشته شده در  ;ساعت ;  توسط مهدی مومنی مقدم;  | 

و به اندازه دانایی من و تو شهرمان آباد است!

و به قدر اعتلای نام ایران عزیز ... وطن ... وطن است!

و به آغاز پرواز منیت از دل و ورود صهبای یکرنگی در او ... جانمان تازه تر از روح هواست.

به چه می اندیشیم؟

به بهاری که از پس خاطره ها می آید؟

یا به جهانی آبادتر؟

فهم ما از دانایی چیست؟

دفن این گنجینه در پستوی نهان با کیست؟

مردمان من بیشمارند در روی زمین ...

مردمان من ... بی شک ... اصحاب آسمان اند ... و زلال تر از آب روان.

من تو را می خوانم ای دوست ... به آغاز روشنایی که در دستان من و تو چشمه شده.

با من بنشین یک دم و از ما حرف بزنیم ... .

هموطنم ... همهمه ها را خاموش نما ... نور دلت را به چراغی ابدی روشن دار ... به نگاه مهدی(عج) و به صدای حق.

هموطنم ... از غوغای جهان حاصل ندهد بار و بری ... عشق است که منجی آخر بشود.

لبیک به هنگامه طوف حریم طوق حرم بر گردن توست ... آری آمدن بوی بهار نزدیک است.

بهار نزدیک است ...

*********

مقدمه ای بود برای ابلاغ رسالت بزرگی که بعد از دفاع مقدس و این حماسه ی ظیم بر دوشمان سنگینی می کند و اینک نظرتان را به بخش دوم جلب می کنم:

دفاع مقدس  خورشیدی است که هشت سال پیاپی بر آسمان میهن مان تابید و هنوز از شکوه جاودانه اش انوار معرفت و سعادت بر پهنه جهان اسلام می درخشد.
هشت سال دفاع مقدس ایران اسلامی در برابر عراق بر روی انقلاب های جهانی و نهضت های اسلامی تاثیری را که می باید گذاشت .


جنگی عظیم که به قیمت خون شهدایی گرانقدرتمام شد و هرچند وجود نازنین شان را از ما گرفت اما به واسطه دلیرمردی های آنان مرز پر گوهر ایران برای همیشه از تجاوز سلطه گران و متجاوزان در امان ماند.خونی که برای دفاع از میهن اسلامی ریخته شد ادامه نهضت حسینی بود ، چراکه «حوادث و وقایع عاشورا همه وقایعی است که با خون نوشته شد مثل کسانی که گاهی نقل می شود ... با انگشت خود و خون خود وصیت خود را می نویسند ...تاریخ نشان می دهد که سخنانی که با خون نوشته شده هرگز پاک نمی شود زیرا از کمال صداقت و خلوص و عمق تصمیم و اندیشه حکایت می کند.. » و هنوز بر صفحه های تاریخ خون پاک مردان رزم باقی است و تاریخی که هر روز مرور می شود امروز در دست مردان جهان اسلام است و می بینیم مجاهدت ها و رزم آوریهایی که در پرتو سرمشق گیری از دفاع مقدس ایران اسلامی  امروز در سرتاسر جهان صورت می گیرد چقدر به ارزش دفاع مقدس ایران افزوده است .

ادامه دارد ...


ادامه مطلب...
+ نوشته شده در  ;ساعت ;  توسط مهدی مومنی مقدم;  |