تبليغاتX

ساعت عاشقی



يا غياث المستغيثين

باز هم قافله عشق به خون افتاده است

کربلا از کفن غزه برون افتاده است

پس ذي الحجه، محرم به تماشا مانده است

غزه چون کرب و بلا در تب و خون افتاده است

امت مسلمان و آزاده جهان به خاطر بياورند که معمار کبير انقلاب اسلامي حضرت امام (رحمت الله عليه) در سال هاي گذشته اين فرياد را در جهان طنين انداز کردند و رژيم خونخوار صهيونيستي را جرثومه ي فساد و غده سرطاني منطقه ناميدند اما برخي دولت هاي وابسته باور نکردند و دست اين ننگ عالم بشريت را باز گذاشت تا باز هم جنايت کند.

باز هم تاريخ غم تکرار شد و يزيديان زمان، صهيونيست هاي غاصب، جنايت و تجاوزي ديگر را در کتاب تاريخ به نام خود ثبت کردند ، در ماه محرم الحرام ، نواز سبز غزه را به رنگ خون درآوردند  اما در اين طوفان خون ، برخي ساحل عافيت نشينان که در رگ هاي بي غيرتشان نفت موج مي زند بي هيچگونه احساس ناخوشايندي به مسلخ بردن همکيشان و هم نژادان خود را با سرکشيدن جامهاي شراب با افتخار به نظاره مي نشينند، حال آنکه مقام معظم رهبري در پيام اميد بخش خود به اسماعيل هنيئه نخست وزير دولت قانوني فلسطين چنين فرموده است: « آمريکا، رژيم صهيونيستي، سازمان ملل و منافقين امت اسلامي با ايستادگي شرافتمندانه شما رسوا شدند و امروز در سرزمين مسلمان و در سينه هاي پرجوش و خروش فرزندان حسين(ع)  آتشفشاني از خشم برپاست»  و تنها بشارت آن بشير نذير آلامشان را تسکين مي دهد که (وَ سَيَعلَمُ الذينَ ظَلَموا أيِّ مُنقَلِبٍ يَنقَلِبون ) آنان که ستم کردند به زودي خواهند دانست به چه کيفرگاه دوزخ و انتقامي باز خواهند گشت.

با گذشت 2۲ روز از کشتار مردم مظلوم و بي دفاع غزه به سردمداري رژيم جعلي و جنايت پيشه اسرائيل که نقض آشکار قوانين شناخته شده بين المللي و انساني است وجدانهاي بيدار بشري و دردمندان عالم را به خود معطوف نموده است ؛ تراژدي اخير غزه نه اولين و نه آخرين جنايت رژيم نامشروع اسرائيل است اما سندي ديگر بر ادعاهاي دروغين مدعيان حقوق بشر و آزادي است ، برگي ديگر براي اثبات خيانت غربگراياني است که سعادت خود را در گرو غلطيدن در دامان امريکا مي دانند و گوش به فرمان اربابان غربي ، وابستگي و اسارت خود  به شيطان بزرگ و دشمن شماره يک مسلمانان و امت هاي آزاده را سعادت مي پندارند ، ضيافتي که توسط برخي سران عرب و مقامات صهيونيستي در اجلاسيه نيويورک طرح ريزي شده بود چراغ سبز مقامات امريکا ، سعودي ، مصري و سکوت ذلت بار برخي ديگر از دولت هاي عرب منطقه به صهيونيست ها بود تا اقدام به تهاجم وحشيانه و گسترده و به خاک و خون کشيدن مردم مظلوم و بي دفاع غزه نمايند.

دنيا بداند غزه همچون کربلا پاره تن اسلام است و فرزندان عاشورا در همه عالم قيام خواهند کرد و همچون دلاوران حزب الله در جنگ 33 روزه لبنان سرافراز،شربت شهادت مي نوشند ولي ذلت اسارت را برنمي تابند تا پوزه صهيونيزم کثيف و آمريکاي جنايتکار را به خاک ذلت بمالند.

امروز در نتيجه عملکرد ضعيف سازمان هاي بين المللي و مجامع جهاني که با صدور قطعنامه خنثي 1860 رنگ خون ، رنگ غالب کوچه و خيابان هاي فلسطين شده است، ولي به واسطه فداکاري و پايداري رزمندگان مقاوم فلسطيني، دشمن زبون صهيونيستي به هيچ يک از اهداف غير انساني خود دست نيافت و مقاومت اسلامي فلسطين به الگويي بي نظير از سازش ناپذيري و ظلم ستيزي در منطقه و جهان تبديل شده است.

بايد منتظر جشن قريب الوقوع پيروزي گروه هاي جهادي فلسطين و دريوزگي ، خفت و خواري بيشتر سردمداران رژيم صهيونيستي باشيم ، تحقق وعده الهي نزديک است ( نصر من الله و فتح قريب ) .

ما مسلمانان و شیعیان با محکوميت شديد جنايات غير انساني و ددمنشانه اشغالگران صهيونيست در نوار غزه ، حمايت قاطع خود را از پيام راهگشا و اميد آفرين ولي امر مسلمين جهان حضرت آيت الله العظمي امام خامنه اي (مدظله العالي) که ظفرمندي مجاهدان فلسطيني در مقابل اشغالگران صهيونيستي را نويد داده اند اعلام داشته و آمادگي همه جانبه خود را در حمايت عملي از مظلومان تحت ستم  در نوار غزه اعلام مي کند.

اين وعده الهي است و ان شاءالله در آينده اي نزديک محقق خواهد شد ( إن تَنصُرالله يَنصُرکُم و يُثَبِّت أقدامَکُم )   إن شاءالله

+ نوشته شده در  ;ساعت ;  توسط مهدی مومنی مقدم;  | 

هوای شور و شین حسین(ع) ... امشب خواب از دیدگانم ربوده ... الله.

پاسی از شب می گذرد و پلک هایم نمی خواهند سنگینی هر شب را برایم بیاورند... ندیده ام کربلا را ... نکردم عاشقی تو را حسین(ع) ... وای بر من از این صبوری.

یا حسین(ع) مرا عاشق خود خطاب مکن! که هنوز به بارگاه تو ره نیافته ام.

کربلا ... سرشار از عشق.

عشق ... سرشار از حسین(ع)

حسین(ع) ... کعبه دل

دل ... مهبط فیض آل الله

خدایا ! بانگ الرحیل را بنواز که دیگر نیازی به ماندن نیست ... ماندن بی حسین(ع)، یعنی بیچارگی.

اینجا ... گاهواره زمین است ... اینجا آسیای قلب های خسته است ... اینجا مشرق عالم عشق ... اینجا جزیره ناشناخته نور ... اینجا معراج حسینیان زمان ... اینجا نیمه شب حجت بن الحسن عسگری(عج) است.

+ نوشته شده در  ;ساعت ;  توسط مهدی مومنی مقدم;  | 

صدای زیر و بمی از دور میرسد به گوش!

آرام آرام در پشت افق ... پشت دود شهر ... غباری ذهنم را فرا می گیرد و در خود غرق می کند.

مرا چه شده در این نیمه شبی که چنین آواره خرابات شده ام ... که ره نمی دانم و نمی پویم؟

آواز غم می رسد به گوش.

شهر می سوزد ... سینه ام می سوزد و هنوز غبار هست.

آری آری ... کسی نیست که صدایم کند باز؛ مهدی .

صداها در هم می لولند و شلوغی شهر معنا می یابد ... و کسانی در این هیاهو غرق شده اند ... و شاید خفته اند تا فردایی دیگر.

نمی دانم که مرا چه شده است در این نیمه شبی ... که جانم شراری دوباره در من افکنده است.

نمی دانم چه شده! نمی دانم.

پشت حصارهای آهنی و سیمانی شهر ... کسانی در نورهای رقصان، در بیداری به خواب لغزیده اند!

آه ... شهر مرا چه شده؟

وقتی که می بینم روزگاری از من سپری خواهد شد ... درد تمام اندامم را فرا می گیرد ... از اینکه چه بودم و چه شدم.

قلبم ره به بیغوله های ناکجا می نهد و تپیدن از یاد می برد ... شاید زنگ اعصار به رنگ ناقوس اسرافیل نیست! شاید با شنیدن هر گذشته ای ... هزارتوی غم، تو را در خود بپیچد ... اما ... هزار توی من کجاست؟

زندگی را باید سپری کرد ... اما چگونه؟

از شاخساری به شاخکی جَسته ایم و هیچ نجُسته ایم.

شور وغوغای کودکانه را ببین ... کاش هرگز تمام نمی شد آن کودکی ما.

کاش نمی فهمیدیم ... بزرگی را درک نمی کردیم ... کاش دنیای ما مثل همان ایام وسیع و بدون مرز و پرچین بود.

دست و پایم را خرد کرده اند ... دلم می جوشد در حسرت یک نگاه ... در خم یک کوچه زیبای قدیمی و کاهگلی.

امشب چه زخمی است که بر پیکره روحم نشسته و جا خوش کرده؟

امشب را چه سرّی است؟

امشب را چه شده؟

فریادها را بشنو ... رنگارنگ ... شهر مرا غم پوشانده و کسی نفهمیده!

سرور و شادمانی از کف رفت که صاحب شهر نیز برفت ...

یک آسمان ستاره را نظاره کن ... کاش این دیگر نرود.

کاش ...

...

...

کاش... دیگر شهر حسین(ع) را غم نبرد.

+ نوشته شده در  ;ساعت ;  توسط مهدی مومنی مقدم;  | 

اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا اَبا عَبْدِ اللَّهِ

وَعَلَى الاَْرْواحِ الَّتى حَلَّتْ بِفِناَّئِكَ

عَلَيْكَ مِنّى سَلامُ اللَّهِ اَبَداً ما بَقيتُ وَبَقِىَ اللَّيْلُ وَالنَّهارُ

وَلا جَعَلَهُ اللَّهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنّى لِزِيارَتِكُمْ

اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَيْنِ وَعَلى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَيْنِ وَعَلى اَوْلادِ الْحُسَيْنِ وَعَلى اَصْحابِ الْحُسَيْنِ

حقا که حسین (ع) از آن تمام جهانیان است

+ نوشته شده در  ;ساعت ;  توسط مهدی مومنی مقدم;  | 

روزگاری را به خاطر بیاور؛ پشت میزهای مدرسه به ما می آموختند که فرشته ها موجوداتی هستند زیبا روی و هرگز غم و غصه ای سراغشان نمی آید!

اما من دیدم که در سرزمینی فرشته ها هبوط کردند و ناله و فغان نمودند ... سرشک دیده روان ساختند و مروارید تراویدند.

کاش می دیدی کربلا چگونه آغوش برای ملائک گشوده و یکایک آنان را به وجد آورده بود.

مستان صهبای وجود حسین(ع)، در عروج نامش بودند و سرور مقامش ... و اینچنین با لبخند ملکوتی حسین(ع) همنوا شدند و دشت نینوا را به صد هزار نوا درآمیختند.

آه ... کاش بودی و اشک فرشتگان خدا را می دیدی که چگونه در حسرت آدمیت سوختند و هرگز به آن نائل نیامدند.

کاش بودی و از دشتستان علی(ع) گلهای زیبای شهادت را ملاقات می کردی و کمی از رایحه بهشتی شان را بر مشام جانت می سودی.

نبودی و نبودیم ... اما حالا هستیم و خواهیم بود ... چگونه عریضه خواهیم نبشت و بر تارک ایمان خویش خواهیم آویخت؟!

آیا سخن به گزاف نیست اگر بگوییم اینجا کربلاست؟ ... نه نه نه نه اصلاً ... چون که آری ... اینجا کربلاست!

مگر نمی بینی و نمی شنوی ... صدای چکمه های یزیدیان و کوفی صفتان از همین نزدیکی ها می آید به گوش؟

غزه را در هم کوفتند ... ای مسلمانان !!!.

کودکی را دیدم که لبخندی ملیح صورت معصومانه اش را آزین بسته بود ... خواستم به او بگویم برایم دعا کند ولی ... ولی ... ولی او نبود ... پر گشوده بود و از خود لبخندی جاودانه همچون علی اصغر به یادگار نهاده بود.

شرم بادا ای زمین ... تو را شرم بادا ای زمین ... نقشه ات در مشت من جای می گیرد ولی جای جای تو ویران از ستم شده.

ساحلی آرام در آغوش مشتی دیوانه و غزه ات در خروارها ستم خوابیده!

امروز با خودم دعوا کردم ... با بانیان این کرب و بلا که اینک حسینیانی دیگر را در خود می فشارد.

امروز به مولایم (عج) هم اعتراض داشتم ... با ضجّه و لابه از او خواستم تا بیاید ... ای خدا.

یعنی چه خواهد شد؟

غم فرشته ها سنگین است ... غم فرشته ها سنگین است!

کربلایی دیگر در پیش است.

هیهات من الذله

+ نوشته شده در  ;ساعت ;  توسط مهدی مومنی مقدم;  | 

قیام امام حسین(ع) بر اساس امر به معروف و نهی از منکر بود
(ترویج خوبی ها و نهی از بدی و کارهای حرام)

آب، رمز طلب و تشنگى و الگوى عطشهاى حيات بخش است و آنان كه از آب هم‏استغنا و بى‏نيازى نشان مى‏دهند و تشنگى را طالبند، به آب حيات و سيرابى جان مى‏رسند.


هیهات من الذلة
(خواری و پستی ؛ هـرگز، هـرگز)

* در احادیثی از رسول اكرم (ص) زبون‌ترین مردم كسی دانسته شده كه مردم را خوار نماید، و در حدیث دیگری از حضرت علی (ع) آزمندی به دنیا به عنوان خوار كننده‌ترین مسئله برای انسان تعریف گردیده است.     «میزان الحکمه؛ صص 1872 ـ 1876»

* امام صادق (ع ): ان زيارة الحسين عليه السلام افضل ما يكون من الاعمال .
زيارت حسين (ع ) از هر عمل پسنديده اى ارزش و فضيلتش بيشتر است.   «كامل الزيارات ؛ ص 147»

* پروردگارم، از تو حاجتى را مى‏طلبم كه اگر آن را به من ارزانى‏دادى، هر چيز ديگرى را كه از من دريغ نمايى، مرا زيانى نرساندو اگر از آن محرومم سازى، هر چه را به من عطا فرمايى مرا نفعى‏نبخشد؛ «از تو مى‏خواهم كه مرا از آتش جهنم آزاد گردانى!»                «گزيده‏اى از دعاى عرفه حسين بن على(ع)»

پس:

رهایی از جهنم = رعایت حلال و حرام الهی
رهایی از جهنم = رعایت پوشش و حجاب فاطمی و تأسی به زینب کبری(س)
رهایی از جهنم = پیرو اهل بیت (ع) بودن و با دشمنانش دشمنی کردن
رهایی از جهنم = معرفت حقیقی نسبت به اهل بیت(ع) و نشر اسلام در جهان
رهایی از جهنم = لبیک به ندای هل من ناصرینصرنی امام زمان(عج) و پشت کردن به کفر جهانی
رهایی از جهنم = شادی در شادی اهل بیت(ع) و غمگین شدن در غم ایشان
رهایی از جهنم = آموختن درس آزادگی از امام حسین(ع) و خودسازی

امام باقر (ع): «هر مؤمنى كه در سوگ حسين (ع) اشك ديده ريزد، به حدى كه بر گونه‏اش جارى گردد، خداوند او را ساليان سال در غرفه‏هاى بهشت مسكن مى‏دهد».       

بحارالانوار , علامه مجلسى , ج 44 ص 293


+ نوشته شده در  ;ساعت ;  توسط مهدی مومنی مقدم;  | 

غزه ... من آماده ام ... آماده.

می ایم و خون به ناحق ریخته فرزندانت را از حلقوم مزدوران وحشی صفت خواهم گرفت .... لعنت بر سران خاموش عرب که برادر کشی را می بینند ولی ...

غزه من آماده ام ...

+ نوشته شده در  ;ساعت ;  توسط مهدی مومنی مقدم;  | 

می شنوی؟ ... صدای هلهله ای از ورای نخلستان های نینوا به گوش می رسد! و در شیهه اسبان نیرومند جنگی ، ضجه کودکان ترسان در فراز و فرودی غمگنانه دلت را می لرزاند.

سویی را نظاره کن که دود و آتش ، آسمان صحرا را قیراندود کرده ... و کمی اینسو تر؛ پیکرهای پاکی را ببین که بی سر بر زمین تفتیده به خون غرقه اند.

نامی بایسته تر از کرب و البلا سراغ داری؟ ... نه ... نه ... اینجا کربلاست و تو به وسعت آسمان و زمین، کبوترهای عاشق را نظاره گری.

دل به بی انتهای ولایت بسپار و تا سرزمین هبوط نور الهی او را مشعله دار بیداری باش که حتی لحظه ای از وی چشم برنخواهی داشت ... دل به او سپار که حلقه وصلی جداناپذیر با چشمه هدایت دارد.

دیده بگشا ... در فضایی نفس می کشی که عطر قدسی حسین(ع)، مشامت را نوازش می دهد و این رایحه را تا ابد برای خود محفوظ بدار.

ساعت ، ساعت عروج است ... ساعت عاشقی ... و تو خوب می دانی که رسم عاشقی را از امام عاشقان ، حسین ابن علی(ع) آموخته ای، پس در جواب به ندای «هل من ناصر ینصرنی»، غریو لبیک سر ده و بانگش را تا سرسرای عرش ندا کن ... ستاره های آسمان ولایت را یکایک در دامان خویش جای ده ... آری؛ ساعت عاشقی نزدیک است.

+ نوشته شده در  ;ساعت ;  توسط مهدی مومنی مقدم;  | 

می شنوی ...؟

هنوز صدای چکاک شمشیرها می رسد!

فریاد و فغان زنانی که به یغما می رفتند و کودکانی که بی گناه در آتش خشم خدایان دروغین می سوختند!

نیم روزی نگذشت ... اما از دوش تا صباح یاغیان و چپاولگران بر بدن های بی جان مردم شهر طِبس به این سو و آن سو می دویدند و دست بر هر جنایتی می آلودند.

لجام اسبان به یاقوتی می ماند که از خون مردمان موهوم پرست رنگین شده بود.

و اما جنگ خدایان باطل هنوز هم ادامه داشت.

این مردم ... در طول تاریخ کهن مصر ... هر روز خدایی داشته اند ، فرعون های متعدد با دودمان هایی فاسد اما به ظاهر اساطیری و فناناپذیر.

بگذار این موهوم پرستان را ... رها کن خدایگان بی جان را و بشکن دلو ابهام را.

تا میزانی پیش همه آمون پرست بودند، لیک امروز همه می گویند ما آتون پرست شده ایم.

... آری این است غریو ملتی که هر روز به رنگی در می آمدند!

اما خدایگان امروز مردم متمدن زمین ما، بیش از خدایان مصر باستان شده!

هیهات از این نادانی و خرافات ...

خدایگانی از جنس پول، ماشین، همسر، غرور و هیهاهو طلبی، خدایگانی از جنس فریب و نیرنگ، خدعه و خیانت، خدایگانی از جنس زر و دینار، ... جهان بوی آخرالزمان می دهد.

دیروز در طِبس آمون را سرنگون کردند و آتون را بر تخت خدایی نشاندند ولی امروز هم خدای نادیده و یکتا را به زبان می پرستند و هم در دل خدایگان بی اساس و بنیاد خودتراشیده را.

هیهات از این ذلت و خواری که گریبان مردمان این عصر را گرفته ... .

به واقع بوی ظهور را استشمام نمی کنی؟

اگر منجی نهایی فرا رسد ... چه جوابی در توحید خویش خواهیم داشت؟

ذره ای درنگ کن ... جواب این پرسش چیست؟

خدایا! ... رنگ توحید دلهایمان را غریق مهربانی خویش فرما تا از الوان زیبایش ... گیتی فروزنده و خجسته گردد.

 

+ نوشته شده در  ;ساعت ;  توسط مهدی مومنی مقدم;  | 

به نام خدا

سلام به همه عاشقان امام زمان(عج) و شما همراهانی که تا هفته ای پیش از این وبلاگ دیدن می کردید - آنهم با شمایلی خاص خود - و از این پس نیز شاهد شروعی جدید با شمایلی جدید خواهید بود.

راستش توی این دو هفته که وبلاگ رو حذف کرده بودم خیلی رنج می بردم و این کار رو برای خودم یک تنبیه بزرگی در نظر گرفته بودم .... اما فکر می کنم که حالا با یک آسمان ستاره می توانم برگردم و آسمان شب را نظاره گر باشم ... باشد که طلوع فجر را با هم ببینیم.

فعلا یا حق

+ نوشته شده در  ;ساعت ;  توسط مهدی مومنی مقدم;  |